محمد على آزاد كشميرى

262

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

نمىگماشت . مناصب شرعيه كه به خدمت والد بزرگوارش مرجوع بودند همه به او مفوض شدند و به آئين شايسته به تقديم رسانيد . روزگارى صرف علوم دينيه و نشر معارف يقينيه نمود تا در عهد نادر شاه كه ابتداى افسردگى دهور و اعصار و از روزگار سرخوش زلال را كشيدند عزلت در مزاج آن بزرگوار استيلا يافته از معاشرت مردم ، دامن كشيد و به انزوا بقيهء عمر را گذرانيد . از مآثر قلم فيض‌شيم او است : شرح قسم طهارت باطن نخبه و ترجمهء آن [ شرح طهارت النخبة ] ، اخلاق سلطانى ، و رسالهء طهوريه كه هر دو را حسب الامر شاه سلطان حسين در سلك تحرير كشيد . رسالهء شكيات نماز ، ترجمهء حديث وصيت هشام ، ترجمهء قصص الانبياء ، رسالهء فروق اللغات و غيره از حواشى و تعليقات مدونه كه هريك به موقع خود بىنظيرند ، دوازده امامى كه در آن اقتباس آيهء نور را فرموده بر حسن بلاغت و كمال فصاحت او گواه و داير بر السنه و افواه است . بالجمله بعد از انقطاع از مردم به اندك مهلتى در سنهء ثمان و خمسين بعد المائة و الالف داعى حق را لبيك اجابت نمود و حسب الوصية در جوار مسجد جامع ، آرامگاه يافت . تغمده اللّه بغفرانه . بارگاه او در آنجا معروف است . قاضى مجد الدّين دزفولى كه فاضلى نحرير و شاعرى بىنظير بود دو رباعى در تاريخ گفته ، رباعى : در فوت مقرب خداوند غفور * شيخ الاسلام فخر سادات و صدور با غايت حزن سال تاريخ آمد * شد محكمه و مسجد و مدرس بىنور در اين رباعى دو تعميه « 1 » است كه بغايت مأنوس و خوش‌آينده اتفاق افتاده‌اند . و له ايضا : از واقعهء سيد فردوس مقام * بر اهل بقاع ارض شد ماتم عام رو داد چو فوت بهر تاريخش شد * با آل عبا رفيق شيخ الاسلام و از او هشت پسر مخلف شد : سيد عبد اللّه ، سيد نعمة اللّه الشهير به سيد آقائى ، سيد حسين ، سيد محمد ، سيد فرج اللّه ، سيد مرتضى ، سيد طالب ، سيد رضى . دوازده امامى كه در آن اقتباس آيهء نور را فرموده بر حسن بلاغت و كمال فصاحت او گواه و داير بر السنه و افواه است از اطناب احتراز نكردم و در اين رساله ثبت نمودم : « اللهم صل على خاتم الانبياء و شافع يوم العرض ، الذى فصّل لامته احكام الندب و الفرض ، و اشرق بنور نبوته اقطار الآفاق ذات الطول و العرض ، محمد المصطفى ، الذى اجتباه برسالته اللّه نور السماوات و الارض . اللهم صل على وصيه و عين سروره و وارث علومه و شاهق طوره و ناصره فى غيبته و حضوره ، على المرتضى ، الذى نوره مثل نوره . اللهم صل على فلقة الاصباح ، الباكية فى كل صباح و رواح ، العابدة اناء الليل و اطراف الصباح ،

--> ( 1 ) - تعميه - بيان كردن امرى به صورت معما ، معما گفتن ( معين ) .